تبلیغات
شهر شعر

زنده به عشق

زنده به عشق

هرچند که در کوی تو مسکین و فقیرم

رخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم

خاریم و طربناک تر از باده بهاریم

خاکیم و دلاویزتر از بوی عبیریم

ازنعره مستانه ما چرخ پر آواست

جوشنده چوبحریم و خروشنده چو شیریم

از ساغر خونین شفق باده ننوشیم

وز سفره رنگین فلک لقمه نگیریم

بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند

آیینه صبحیم و غباری نپذیریم

ما چشمه نوریم بتابیم و بخندیم

ما زنده عشقیم نمدیم و نمیریم

هم صحبت ما باش که چون اشک سحرگاه

روشندل و صاحب اثر و پاک ضمیریم

از شوق توبی تابتر از باد صباییم

بی روی تو خاموش تر از مرغ اسیریم

آن کیست که مدهوش غزل های رهی نیست

جز حاسد مسکین که بر او خرده نگیریم



با کلیک بر روی شهر شعر را در گوگل محبوب کنید