تبلیغات
شهر شعر - شعری پرحكمت و نغز از جامی
 
شهر شعر
شعر ، متن آهنگ ، متن ترانه ، متن موزیک ، تکست آهنگ ، داستان کوتاه ، معرفی شاعران
شهر شعر      تماس با مدیر      RSS      ATOM
درباره وبلاگ


شهر شعر
شعر ، متن آهنگ ، متن ترانه ، متن موزیک ، داستان کوتاه ، معرفی شاعران ، سخنان بزرگان ، پیامک ، خنده بازار ، دانستنیها

مدیر وبلاگ : شهر شعر
نویسندگان
جمعه 1391/01/18 :: نویسنده : شـاپرک
شعری پرحكمت و نغز از جامی


پدری با پسری گفت به قهر

که تو آدم نشوی جان پدر



حیف از آن عمر که ای بی سروپا

در پی تربیتت کردم سر



دل فرزند از این حرف شکست

بی خبر از پدرش کرد سفر



رنج بسیار کشید و پس از آن

زندگی گشت به کامش چو شکر



عاقبت شوکت والایی یافت

حاکم شهر شد و صاحب زر



چند روزی بگذشت و پس از آن

امر فرمود به احضار پدر



پدرش آمد از راه دراز

نزد حاکم شد و بشناخت پسر




پسر از غایت خودخواهی و کبر

نظر افگند به سراپای پدر



گفت گفتی که تو آدم نشوی

تو کنون حشمت و جاهم بنگر



پیر خندید و سرش داد تکان

گفت این نکته برون شد از در



«من نگفتم که تو حاکم نشوی

گفتم آدم نشوی جان پدر»



شاپرك




نوع مطلب :
برچسب ها : شعری پرحكمت و نغز از جامی، آدم، پدری با پسری گفت به قهر، که تو آدم نشوی جان پدر،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1391/02/3 09:25 ب.ظ
eyyyyy pesare kam kherad
شـاپرک ;)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

موزیک اسکای